انتخاب زبان
ما را دنبال کنید...
دسته‌بندی مقالات جدیدترین مقالات مقالات تصادفی مقالات پربازدید
■ اساتید حوزه علمیه حضرت بقیت الله عج - قم
سید محمد علی علوی لاجوردی
شیخ مهدی یعقوبی
سید عبد الرزاق پیر دهقان
شیخ محسن علوی افضل
شیخ مجتبی ناصری دولت آبادی
شیخ رضا اسلامی
سید احسان حسینی عاشق آبادی
شیخ محمد بصیرتی
سید روح الله موسوی
شیخ حسینعلی کرمانی
شیخ جعفر نوری نام تنی
شیخ علی جان نثاریون
شیخ جلیل شمس
شیخ عبدالله عباسی
سید هادی قریشی
سید محمد مهدی فروتن
شیخ مجید مهدیان آرا
شیخ ابراهیم لطیفی
شیخ مصطفی سرویه
یاسر ماهری قمی
شیخ یعقوب شمس الدینی
شیخ مهدی عرب پور
سید عبد المجید فقیهی
شیخ حسن محمودی
شیخ علی قربانی
شیخ رسول چگینی
شیخ محمد محمدی ارانی
سیدحسین موسوی نسب
شیخ محمد کثیری
سید مصطفی مومنی
سید محمد جلالی
شیخ محمد کاظمی نیا
شیخ محمد توکلی جوری
شیخ علیرضا کلاهدوزان
شیخ محمد طائبی اصفهانی
شیخ عارف محمدی
شیخ جلال باقری
سید محمد علی حسینی هرندی
شیخ مهدی دهبان
سید کاظم مددی
شیخ محمد زینعلی
سید علیرضا مددی
■ طلاب حوزه علمیه حضرت بقیت الله عج - قم
ورودی سال ۱۳۹۳
ورودی سال ۱۳۹۴
ورودی سال ۱۳۹۵
ورودی سال ۱۳۹۶
ورودی سال ۱۳۹۷
ورودی سال ۱۳۹۸
ورودی سال ۱۳۹۹
ورودی سال ۱۴۰۰
■ سایر نویسندگان

جدیدترین مقالات

مقالات تصادفی

مقالات پربازدید

زاد السالك تأليف ملّا محسن فيض كاشانى (م / 1091 ه.ق) به كوشش سيّد محمّد (محسن) جلالى

زاد السالك

تأليف 

ملّا محسن فيض كاشانى

(م / 1091 ه.ق)

به كوشش 

سيّد محمّد (محسن) جلالى

اهدا

 

به پويندگان راه حق وحقيقت

و محبان اهل بيت عصمت وطهارت

و خدمت گزاران به خلق الله

و عاشقان ولى الله الاعظم امام زمان ارواحنا له الفدا

و شيفتگان لقاء الله

 

اين توشه تقديم مي شود

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

اهدا··· 4

پيش گفتار··· 9

مبدأش: جهل و نقصان طبيعى است··· 23

و منتهايش: كمال حقيقى است··· 23

و مسافت راه در اين سفر: مراتب كمالات علميّه و عمليّه··· 24

و منازل اين سفر: صفات حميده و اخلاق پسنديده است··· 25

و ميسّر اين سفر: جدّ تمام و جهد بليغ نمودن··· 25

و زاد راه اين سفر: تقوا است··· 26

و راحله اين سفر: بدن است و قواى آن··· 29

و رفيقان اين راه: علماء و صلحاء و عبّاد سالكانند··· 30

و راهنماى اين راه: پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است وائمه معصومين··· 30

اوّل: محافظت بر صلوات خمس··· 31

دوّم: محافظت بر نماز جمعه و عيدين و آيات··· 32

سوّم: محافظت بر نمازهاى معهوده، رواتب يوميّه··· 32

چهارم: محافظت بر صوم ماه رمضان و تكميل آن··· 32

پنجم: محافظت بر صوم سنّت است··· 33

ششم: محافظت بر زكات··· 33


هفتم: محافظت بر انفاق حقّ معلوم از مال··· 33

هشتم: محافظت بر حجّة الاسلام··· 34

نهم: زيارت قبور مقدّسه پيغمبر و ائمّه معصومين··· 34

دهم: محافظت بر حقوق اخوان و قضاى حوائج ايشان··· 34

يازدهم: تدارك نمودن هر چه از مذكورات فوت شده··· 35

دوازدهم: دفع اخلاق مذمومه··· 35

سيزدهم: ترك منهيّات جملةً··· 35

چهاردهم: ترك شبهات كه موجب وقوع در محرّمات··· 35

پانزدهم: در ما لا يعنى خوض نكردن··· 36

شانزدهم: كم خوردن و كم خفتن و كم گفتن··· 37

هفدهم: هر روز قدرى از قرآن تلاوت كردن··· 37

هيجدهم: قدرى از اذكار و دعوات، ورد خود قرار دهد··· 37

نوزدهم: صحبت عالم و سؤال از آن··· 38

بيستم: با مردم به حسن خلق معاشرت كردن··· 39

بيست و يكم: صدق در اقوال را شعار خود ساختن··· 39

بيست و دوم: توكّل بر حق سبحانه كردن··· 39

بيست و سوّم: بر جفاى اهل و متعلّقان صبر كردن··· 39

بيست و چهارم: امر به معروف و نهى از منكر··· 40

بيست و پنجم: اوقات خود را ضبط كردن··· 40

امّا شوائب طبيعت: مثل شهوت و غضب و توابع آن··· 41

و امّا وساوس عادت: مانند تسويلات نفس امّاره··· 42

و امّا نواميس عامّه: مانند متابعت غولان آدمى ··· 42


 

 

 

 

فهرس تعريب زاد السالك

 

الفيض الكاشاني··· 59

من سيرته الذاتية··· 59

من أهم أحداث عصره:··· 60

من الانتاج الفكري:··· 61

مبدأ الرحلة هذه: الجهل، والنقصان الطبيعي··· 65

ومنتهى الرحلة: الوصول الى اللّه‏ سبحانه وتعالى··· 65

ومسافة الطريق في هذه الرحلة: هي مراتب الكمالات··· 66

ومنازل هذه الرحلة: هي الصفات الحميدة والأخلاق··· 66

والمسيّر لهذه الرحلة: هو الجدّ التام والجهد البليغ··· 67

الاول: المحافظة على الصلوات الخمس··· 70

الثاني: المحافظة على صلاة الجمعة والعيدين والآيات··· 71

الثالث: المحافظة على الصلوات المعهودة من الرواتب··· 71

الرابع: المحافظة على صيام شهر رمضان بالكمال ··· 71

الخامس: المحافظة على صوم السنة··· 71

السادس: المحافظة على الزكاة··· 71

السابع: المحافظة على انفاق الحق المعلوم من المال··· 71

الثامن: المحافظة على حجة الاسلام ··· 72


التاسع: زيارة القبور المقدسة للنبي صلى‏الله‏عليه‏و‏آله والائمة··· 72

العاشر: المحافظة على حقوق الإخوان وقضاء حوائجهم··· 72

الحادي عشر: تدارك ما فات من المذكورات··· 72

الثاني عشر: سلب الاخلاق المذمومة··· 72

الثالث عشر: ترك المناهي كلّها··· 72

الرابع عشر: ترك الشبهات··· 73

الخامس عشر: عدم الخوض فيما لا يعني··· 73

السادس عشر: قلّة الأكل وقلّة النوم والكلام··· 74

السابع عشر: تلاوة شيءٍ من القرآن الكريم في كل يوم··· 74

الثامن عشر: الالتزام بشيء من الاذكار والدعوات ··· 74

التاسع عشر: صحبة العالم والسؤال منه··· 74

العشرون: المعاشرة مع الناس بحسن الخلق والبساطة··· 75

الحادي والعشرون: ان يتخذ الصدق في الأقوال والأفعال··· 75

الثاني  والعشرون: ان يتوكّل على اللّه‏ سبحانه وتعالى··· 75

الثالث والعشرون: الصبر على جفاء الأهل والمتعلقين··· 75

الرابع والعشرون: الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر··· 75

الخامس والعشرون: ضبط أوقات نفسه دقيقا··· 76

واما المواظبة على الأربعينية، والإعراض عن أكل اللحوم··· 76

وأما الحرية:··· 77

والحب إذا اشتدّ ووصل الى حدّ العشق··· 80

 

 


 

 

پيش گفتار

 

 

 

امروزه «عرفان» در بين مردم به خصوص جوانان رواج
خاصّى پيدا كرده است، و همه در پى آنند كه ارتباط خود را با
عالم غيب محكمتر نمايند.

عده‏اى در صدد بهره‏گيرى از اين فرصت شده و خود را شيخ
طريقت و عارف حقيقت قلمداد كرده‏اند و با ارائه كارهاى غير
عادى مانند خبر دادن از چيزهاى پنهان مثل خبر دادن از مسائل
شخصى و خصوصى هر فرد و يا با ترددستى و شعبده بازى و
امثال اينها؛ احيانا با كمك اجنّه و شياطين سعى مى‏كنند، كه خود
را به ديگران بقبولانند و بر روح و عقل جوانان بى تجربه و خام
ـ ولى با دلهايى پاك ـ چيره شوند.

واقع امر اين است كه تنها معرفت براى ترقى انسان كافى
نيست و به قول مرحوم فيض: چه معرفت را انواع متعدّده و
راههاى زياد دارد و هر معرفتى موجب قرب و وصول نمى شود،
چه اكثر عامّه را نيز معرفتى از راه تقليد حاصل است، متكلّمين
را نيز معرفتى از راه دلايل جدليّه كه مقدّمات آن از مسلّمات و
مقبولات و مظنونات تركيب يافته هست. و فلاسفه را نيز معرفتى
از راه براهين عقليه كه مقدّمات آن از يقينيّات مركّب شده هست

و هيچ يك از اينها موجب وصول و محبّت نمى گردد. پس هر كه
معرفت از راه عبادت او را حاصل شده، او ثمره شجره آفرينش
است و مقصود از ايجاد عالم، و ديگران همه به طفيل وجود او
موجود شده‏اند و از براى خدمت او:


طفيل هستى عشقند آدمىّ و پرى

 ارادتى بنما تا سعادتى ببرى[1]



آنچه ما را به ارائه اين كتاب واداشت، توجّه دادن به برخى
مطالب است كه بيان آنها براى پويندگان و سالكان طريق
حقيقت، ضرورى به نظر مى‏رسد:

1 - هر حركت يا كارى كه در اين جهان صورت مى‏گيرد،
بى‏اثر نمى‏باشد چرا كه يا اثر دنيوى دارد يا اخروى و يا هر دو؛
همان طور كه مى‏فرمايد: (فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره  و من
يعمل مثقال ذرّة شرّا يره)
[2]؛ چه اينكه خداوند كار هيچ كس را
تباه نمى‏كند، چرا كه خداوند متعال مى‏فرمايد: (انّا لا نضيع أجر
من أحسن عملاً)
[3] حتى اگر بدترين انسانها باشد همان طور كه
خداوند در رابطه با شيطان نيز، عدل را رعايت نمود: ( قال انّك
من المنظرين) و او را تا روز قيامت مهلت داد، در حديث آمده كه
مهلت دادن به او به جهت دو ركعت نماز او بود
[4].

اما آنچه بدست بعضى افراد ناباب، در دنيا جريان دارد، شايد

مزد دنيوى آنها باشد، كه خداوند به آنها داده تا در آخرت بهره‏اى
نداشته باشند.

2 - انجام كارهاى غير عادى، هرگز دلالت بر خوب بودن
فرد يا آن كار ندارد، چه بسا شيطان هم از اين قدرت‏ها
برخوردار باشد، چرا كه بسيارى از اين كارها نتيجه تجربه و
تكرار و فراست خاص فرد باشد، كه در زندگى با اطلاع از علل و
نتايج اعمال در رفتارها بدست آورده؛ و نيز چه بسا با شيوه‏هاى
خاص، از خود فرد مطالبى را گرفته و دو مرتبه همانها را به او
بازگو مى‏كند، و با غافل كردن وى چنين وانمود مى‏كند كه از
غيب خبر مى دهد؛ و اين گونه افراد را فريب مى‏دهد و از براى
خود دار و دسته‏اى به راه مى‏اندازد.

3 - اساس دنيا، بر قانون عليّت استوار است، بدين معنا كه
خداوند همه امور را به اسباب و علل خاص وابسته نموده و
جريان امور را منوط به استفاده از آن علت‏ها دانسته است.

اين قانون در زندگى روزمرّه نيز حكمفرماست، مانند عليت
آتش براى سوزاندن و يخ براى سرد نمودن و امثال اين علت‏هاى
مادى، كه  غالبا معلوم و واضح است؛ در مقابل اين علت‏ها، علت
هاى معنوى هست كه در تأثير گذارى، مثل علل مادى عمل
مى‏كند، لكن با قوت و شتاب بيشتر؛ اين عليت را همگان
نمى‏دانند و در برخى موارد اولياء خدا آنها را براى ديگران بيان
كرده‏اند، مثل اينكه فرمودند: به پدرانتان نيكى كنيد، تا
فرزندانتان به شما نيكى نمايند و اينكه: صله رحم موجب وسعت
رزق و طولانى شدن عمر مى‏شود و امثال اين عللى كه افراد با

رسيدن به آنها مى‏توانند از آينده خبر دهند و يا از اتفاقاتى
جلوگيرى نمايند؛ در هر صورت نمى‏توان گفت كه هر كه اين
علل را بداند دانش و علمش نشانه‏اى بر كمال فردى اوست.

4 - رسيدن به علت‏هاى غير مادى از دو راه ممكن است:
يكى راه اهل بيت پيامبر
عليهم‏السلام و مردان صالح خدا كه از طريق
عمل به واجبات و مستحبات و در مقابل ترك محرّمات و
مكروهات امكان‏پذير است، اين راه راهى است رحمانى و در
مقابل آن، راه‏هاى شيطانى است، مانند جادوگرى و شعبده‏بازى
و ترددستى، و يارى جستن از ارواح خبيثه و اجنّه و امثال اينها
كه همه بوسيله انجام كارهاى خلاف شرع، صورت مى‏گيرند؛ اين
كارها موجب شادى شيطان مى‏شود، چه اينكه او كارهاى
ناپسند را طورى مجسّم مى‏كند كه در نظر ديگران خوب و
شخص فاعل را توانمند جلوه دهد، در نتيجه وسيله‏اى براى
گمراهى مردم مى‏شود؛ در اينجا بايد دانست كه نداشتن چنين
امكاناتى در اختيار اولياء اللّه و بزرگان دين هيچ‏گاه نشانه يا
دليلى بر نقص آنان نخواهد بود، چه بسا ممكن است كه مصلحتى
در اظهار آن نبينند، بلكه مفسده‏اى در بين باشد، يا اينكه خداوند
ثواب و سزاى كوشش آنها را در راه صحيح، ذخيره آخرت آنها
قرار داده و در دنيا چيزى به آنها نمى‏دهد، آن هم از روى
مصلحت انديشى كه به سود آنهاست.

5 - كارهاى خارق العاده، در صورتى كرامت به شمار
مى‏آيند، كه شخص، خود مسلمان و پرهيزگار باشد، چه در غير
اين صورت همين كارهاى او دلالت بر تسلّط شيطان بر روح او و

نيز نشانه دورى او از درگاه الهى خواهد بود، همانند كارهاى
مرتاضين هندى يا افراد نابكار و فاسق.

6 - برخى از كارهايى كه مدعيان عرفان به شاگردانشان
ارائه مى‏كنند، روش هايى است غير صحيح، هر چند احيانا
نتيجه بخش هم هست، لكن از نظر شرع، غير صحيح به شمار
مى‏آيد. مثل رسيدن به كعبه، كه از راههاى مختلف ممكن است و
شايد صدها راه موجود باشد كه انسان را به كعبه برساند، اما
برخى راهها با زحمت و مشقّت بسيار همراه است و برخى مدّت
طولانى را مى‏طلبد؛ مثال ديگر: ورود به خانه، كه هم از درب
خانه ميسّر است و هم از پنجره و هم از روى ديوار و غيره... .

عرفان هم همين طور است، يعنى هم مى‏توان از راه
رياضت‏هاى سخت و طاقت فرسا به هدف رسيد و هم بوسيله
رياضت‏هاى شرعى صحيح و آسان؛ و تصوّر اينكه راه‏هاى
سخت و با مشقت زياد، زودتر انسان را به هدف مى‏رساند،
خيالى است واهى ، زيرا معمولاً در اين راه دزدان و حراميان
بسيارى وجود دارد، كه در صدد گمراهى انسان هستند؛ در هر
حال، احتمال باز ماندن در راه و گرفتار شدن در دام شيطان و
انحراف از مسير حق، زياد است.

اين جمله درست است كه «الطّرق الى اللّه بعدد أنفاس
الخلائق» اما صراط مستقيم يكى بيش نيست و آن همان صراط
ائمّه اطهار و علماء ابرار است، و آنها هستند كه راه صحيح را
پيش روى سالكان قرار داده‏اند.

7 - فشار آوردن بر خود، در انجام حركات سخت و تحريم

طيبّات و امتناع از مباحات، علاوه بر اينكه موجب ضعف
جسمى و يا اعتقادى و يا هر دو مى‏شود، قدرت تفكّر صحيح را
نيز، از انسان گرفته و در نهايت موجب ضعف عقلى و تسلط
شيطان مى‏شود؛ تمامى اينها نه تنها راه سلوك عارف را مى‏بندد
بلكه موجب هلاكت وى خواهد شد.

8 - رواج انديشه‏هاى صوفيانه در جوامع مسلمانان و
نگارش آثار عرفانى از سوى مشايخ صوفيه و گرايش برخى از
دانشمندان شيعه به انديشه‏هاى عرفانى، با توجه به وجود برخى
از اين معارف و نكته‏ها در متون روايى شيعه از يك سو و از
سوى ديگر، در پى به دست آمدن اقتدار دينى، اجتماعى و
سياسى لازم براى صوفيان و سامان يافتن مراتب و نهادهاى
سازمانى و آيينى صوفيانه و فراهم شدن زمينه بروز تصوف به
صورت آيينى در برابر شريعت اسلام ـ كه برخى از مشايخ
صوفيه نيز به آن بى ميل نبودند ـ كه به جبهه‏گيرى هر يك از
متصوفه و ارباب شريعت در برابر يكديگر و در نتيجه نفى، رد و
حتى تكفير صوفيان و انديشه‏هاى صوفيانه از سوى ارباب
شريعت (شيعه و سنى) و نگارش آثارى ـ گاه مستند به برخى از
روايات ـ از سوى بزرگان شريعت (شيعه و سنى) در رد
انديشه‏هاى عرفانى صوفيان انجاميد.

مرحوم ملا محسن فيض كاشانى از جمله علماى برجسته‏اى
بود كه در اين موضوع، رسالؤ(زاد السّالك) را نگاشت و بخش
عمدؤ آن را به بيان كيفيت صحيح سير و سلوك الى اللّه
اختصاص داد.


وى رسالؤ خود را در بيست و پنج دستور تنظيم كرد، كه به
سر فصل آنها اشاره مى‏كنيم:

اوّل: محافظت بر نمازهاى پنجگانه.

دوّم: محافظت بر نماز جمعه و عيدين و آيات با اجتماع
شرايط.

سوّم: محافظت بر نمازهاى معهوده، رواتب يوميّه.

چهارم: محافظت بر صوم ماه رمضان و تكميل آن.

پنجم: محافظت بر صوم سنّت كه عبارت است از سه روز
معهود در هر ماه.

ششم:  محافظت بر زكات.

هفتم: محافظت بر انفاق حقّ معلوم از مال.

هشتم: محافظت بر حجّة الاسلام.

نهم: زيارت قبور مقدّسه پيامبر و ائمّه معصومين « صلوات
اللّه عليهم أجمعين »، خصوصا حضرت امام حسين (ع).

دهم: محافظت بر حقوق برادران دينى و قضاى حوائج
ايشان.

يازدهم: تدارك نمودن هر آن چه از مذكورات، فوت شده
باشد.

دوازدهم: از خود سلب كردن خلقيات مذمومه، مثل كبر،
بخل، حسد و نحو آن.

سيزدهم: ترك كردن همه منهيّات.

چهاردهم: ترك شبهاتى كه موجب وقوع در محرّمات است.

پانزدهم: خوض نكردن در ما لا يعنى كه موجب قسوت و

خسران است.

شانزدهم: كم خوردن و كم خفتن و كم گفتن را شعار خود
ساختن.

هفدهم: هر روز قدرى از قرآن تلاوت كردن، حدّ اقل پنجاه
آيه منتها به تدبّر و تأمّل.

هيجدهم: قدرى از اذكار و دعوات را ورد خود ساختن در
اوقات معيّنه.

نوزدهم: صحبت عالم و سؤال از آن و استفاده از علوم دينيّه.

بيستم: با مردم به حسن خلق و مباسطت، معاشرت كردن.

بيست و يكم: صدق در اقوال را شعار خود ساختن.

بيست و دوّم: نظر بر اسباب نداشتن و توكّل بر خداوند در
همه امور.

بيست و سوّم: بر جفاى اهل و متعلّقان صبر كردن و زود از جا
در نيامدن و بد خويى نكردن.

بيست و چهارم: امر به معروف و نهى از منكر كردن به قدر
وسع و طاقت.

بيست و پنجم: اوقات خود را ضبط كردن و در هر وقتى از
شبانه روز وردى قرار دادن.

اين رساله از روى نسخه خطى موجود در كتابخانؤ آستان
قدس رضوى به شماره (71394 / ب)  تحقيق  و با نسخه‏اى كه
مرحوم مير جلال محدث ارموى، در سال 1372 قمرى، برابر با
سال 1331 شمسى چاپ نموده، همين طور با نسخه‏اى كه اخيرا
توسط انتشارات بيدار ـ قم، منتشر شده و نيز با نسخه خطى

موجود در كتابخانه آية اللّه مرعشى نجفى 
رحمه‏الله مطابقت داده شده
است وما اين نسخه را با علامت «ب» در پاورقى‏ها ياد ميكنيم .

ما براى اينكه جوانان عزيز به حقيقت عرفان برسند و از
افكار منحرف و كارهاى ناروا دور شده و به سوى حق و حقيقت
سوق داده شوند، اقدام به چاپ كتاب مرحوم فيض كاشانى، به دو
زبان فارسى و عربى نموديم.

در خاتمه از برادر گرامى جناب آقاى سيد محمد على جلالى
كه در تهيه نسخه‏هاى خطى وچاپى كمك فراوانى نمودند تشكر

ارسال سوال